حاج ملا هادي السبزواري
288
شرح مثنوى
معجزات از انبيا و كرامات از اوليا بسيار ديدند و سحر پنداشتند . ( ( 769 ) ) پس تضرع كن كه اى هادىّ زيست * باز بودم پشّه گشتم اين ز چيست ن 1081 2 - ك 364 9 باز : مرغ معروف . پشّه : در بعض نسخ « بسته » ، مقابل باز به معنى مفتوح . ( ( 770 ) ) سختتر افشردهام در شر قدم * كه لفى خسرم ز قهرت دم به دم ن 1081 3 - ك 364 10 در شر : مقابل خير . لفى خسرم : اشارت است به كريمهء * ( « إِنَّ اَلإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ » 103 : 2 ( 1 ) . بدرستى كه انسان هرآينه در زيان كارى است . ( ( 772 ) ) ياد صُنعَت فرضتر از ياد مرگ * مرگ مانند خزان تو اصل برگ ن 1081 5 - ك 364 11 از ياد مرگ : بهتر است از نسخهء « يا ياد مرگ » . ( ( 774 ) ) گويد اندر نزع از جان آه مرگ * اين زمان كردت ز خود آگاه مرگ ن 1081 7 - ك 364 13 از جان : متعلق است به « گويد » . و « او جان » خوب نيست . و اين ياد مرد مرگ را در نزع ، به گفتن فرعون ماند * ( تُبْتُ ) * 4 : 18 ( 45 ) در وقت نزع . ( ( 788 ) ) مرثيه سازم كه مرد شاعرم * تا از اينجا برگ و لالنگى برم ن 1082 3 - ك 364 21 لالنگ : طعام گدايى . ( ( 791 ) ) پيش مؤمن كى بود اين قصّه خوار * قدر عشق گوش عشق گوشوار ن 1082 6 - ك 364 23 قصه : به قاف . قدر عشق : هر سه لفظ بدل قصه و عبارة اُخراى آن است .
--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء عصر ، آيهء 2 . . ( 45 ) قرآن كريم ، سورهء يونس ، آيهء 90 . اين لفظ در آيه نيست ولى مضمون آيه اسلام آوردن اوست در لحظه مرگ .